خاطرات سرزمین وحی


1سال گذشت(جلیل ایمانی)

سلام

امیدوارم خوب خوش و سلامت باشین

بچه ها یادتون پارسال همین موقه کجا بودیم و چی کار میکردیم

کاش بازم اونجا بودیم

من که خیلی وقتا دلم هوای مدینه و مکه رو می کنه.

...



پوزش

با سلام واحترام حضور دوستان وسروران ارجمند و تقدیر وتشکر از زحمات ارزشمند جهت تهیه این وبلاگ و تقدیر وتشکر از نظر لطف حجه السلام آیه ا... مظفرین که بار دیگر مورد الطافشان قرار گرفتیم و همچنین با عرض پوزش  از مراجعه دیر هنگام بدلیل عدم امکان به سیستم های اینترنتی در محل اشتغال بنده که از این پس سعی بر عدم تکرار میباشد.

مهم 

دوستانی که در استان زنجان تشرف دارند جهت تجدید دیدار با بنده تماس حاصل فرمایند

٠٩١۴٣١٣٣٩٧۵

Emil:a_astineh@yahoo.com

...



ادامه سیب پر اسیب(مظفرین)

سیب پر اسیب(تکرار قسمت قبل وتکمیل ماجرا )

(یکی از اکابر گوید به نیت حج به بازار بغداد شدم جوانی زیبا صورت را دیدم

 قصب معلم بر سر و حله کتان در بر و کفشی زرافشان در پا به رسم نازکان ه

ر چه تمامتر می خرامید وسیبی در دست داشت ومی بوئید

گوئی که می چکید ز گلبرگ عارضش                                                                                                                                                       بر خاک قطره های گلاب عقیق فام

روزی که قافله روان شد من نیز رفتم در منزل دیگر/ جوان را دیدم نعلینی در پا

 کرده  ودستار در سر گلاب برخود می فشاند بر مثال کسی که به گلزار رود  

 ومی خرامید . اندیشه کردم که در طور این جوان سری است یا معشوقی است

 که به راه عشقش می برد  یا عاشقی است که از منزلگاه نیاز به خلوت نازش

 می رسانند از وی سوال کردم ای جوان کجا میروی ؟گفت به خانه گفتم کدام خانه ؟گفت خانه پر بهانه که خلقی را اواره کرده است من نیز میروم که ببینم

سرگشتگان به کجا میروند و که را خواهند دید و از این خرمن چه خوشه خواهند

 چید گفتم این چه استعداد راه است که تو داری مگر از صعوبت بادیه خبر نداری

 ؟ گفت دوست اوارگی ما خواهد   رفتن حج بهانه افتاده است گفتم ای جوان

 برگرد گفت

 من نه به اختیار خود میروم از قفای او                                                                                                                      ان دو کمند عنبرین می بردم کشان کشان

که ای فلان معذور دار که چنین اورده اند : گفتم این سیب را چرا می بوئی؟.......)

اما ادامه جریان:

گفتم این سیب را چرا می بویی ؟ گفت تا مرا از هر سموم این بادیه  بلا انگیز

 نگاه دارد که با شمیم برگ گل خو کرده ام  ودر حریم اغوش دلبران خفته ام واز

 نسیم اقبال محبوبان  شکفته ام  گفتم بیا تا با هم مرافقت نماییم گفت  لا ولله تو

برقع پوشی ومن جرعه نوش تو پیر مناجاتی و من پیر رند خرابات  دوش در

 خمار بودم واکنون در خمار دوشینم  ان جوان را همانجا گذاشته  دیگر او را

ندیدم تا انکه روزی به وقت افراط گرما جوان را دیدم  در تحت میزاب خفته و

زار و نزار و رنجور و ضعیف نه در سر قصب معلم و نه در پا کفش زرفشان

 همان سیب داشت ومی بویید خواستم از او بگذرم گفت ای فلان مرا می شناسی؟

گفتم اری  از تبدیل حالت بگوی. گفت داد وفریاد در این راه به معشوقی می

اورند و به عاشقی مبتلا می سازند  گفتم این همان سیب است گفت اه اه از این

سیب پر اسیب ای فلان دیدی که با ما چه کردند وچون ما را لگدکوب قهر

انداختند اول گفت معشوقی غم مخور چون به بادیه امتحان دراوردند گفتند تو

عاشقی و چون به عرفات رسیدم گفتند تو طفلی چون به خانه رسیدم گفتند تو در

 این حرم محرم نئی هر چند در زدم وفریاد بر اوردم که ایها المطلوب جواب

شنیدم که ارجع یا خائب سوختم وسوختم که در این ترانه غیر او نه ای فلان

امروز زار و نزارم و از نازکی بیزارم نمی دانم طالبم یا مطلوب محبم یا محبوب

محتاجم یا غیر محتاج و از این تفکر و اندوه سوختم نه بیمارم اما بیمار این تفکر

 دارم ان شخص گفت دلم به زاری ان جوان سوخت گفتم بیا تا ترا پیش اصحاب

برم وازاین حیرت برهانم گفت مرا رها کن که در این حیرت سری دارم ودر این

 تفکر ذوقی واز او در گذشتم .شب در حوالی مسجد الحرام به وظیفه عبادت

مشغول شدم صباح که نیت وداع خانه کردم دیدم از کنار حطیم ان جوان سقیم را

 مرده بر دوش می برند  از ان حالت از یکی از محرمان سوال کردم گفت:

 عاشقان کشتگان معشوقند بر نیاید زکشتگان اواز

تقدیم به روح پر فتوح عارف کامل ایۀالله بهجت وهمه عاشقان معشوق

خادم ضیوف الرحمن مظفرین

...



زرعی (اینهم عکسهای من)

سلام دوستان امیدوارم همیشه پرنشاط ودر پناه حق تعالی باشید

منتظر عکسهای بعدی من باشید

 

...



احمد قاضی

                              "بسمه تعالی"

 ایاک نعبد وایاک نستعین

حضرت علی(ع)می فرماید:خدا حج خانه محترم خود ر ا بر شما واجب کرد همان خانه ای که آن را قبله گاه انسان ها قرار داده که چونان تشنگان به سوی آن روی می آورند وهمانند کبوتران به آن پناه میبرند.خدای سبحان کعبه را مظهر تواضع بندگاندر برابر عظمت خویش ونشانه ی اعتراف آنان به بزرگی وقدرت خودقرار داد و در میان انسان ها شنوندگانی را برگزیدکه دعوت او را برای حج اجابت کنندو سخن او را تصدیق نمایند و پای بر جایگاه پیامبران الهی نهند.همانند فرشتگانی که بر گرد عرش الهی طواف می کنند و بسوی وعدگاه آمرزش الهی می شتابند.

باعرض سلام خدمت همه ی دوستان عزیزو گرامی .لبخند

ابراز محبت وتقدیر شما عزیزان از بنده ی حقیر در این وبلاگ را می ستایم و دسبوس همه ی سرورانم هستم.ماچ    استقبال هر چه بیشتر  شما سروران از این وبلاگ سبب می شود تا تلاش بیشتری برای ایجاد پیوند دوستی با شما را انجام دهیم.پس با یاریتان ما را در این کار دلگرم کنید.

از امروز دانلود فیلم هایی که من در اختیار دارم تو سایت میذارم فقط مشکلی که هست دوستانی که از اینترنت خونگی ویا به عبارتی DIAL-UP استفاده می کنند زمان زیادی برای دانلود این فیلم ها لازم است لذا برای رفع این مشکل و صرفه جویی در وقت خود می توانیداز سایت دانشگاه خود و یا کافی نت ها استفاده کنید.

فیلم مدینه

فیلم مکه موزه 

                                                                         دوست دار شما احمد قاضیچشمک  

واقعا" زیباستاللهم صل علی  محمد و آل محمددوستان عزیز و همیشه در یادم از راست به چپ مسعود جلیلی  دکتر امانی حمید اصغری و رضا عفتیاینم دوست همیشه خندونم بهرداد صدقیاینجا هم موزه ی مکه هست

...



سلام بر برادران عزیزم (بهرام بنائی)

سلام. سلام بر بزرگواران و سروران عزیزتر از جانم. به ویژه حاج آقا صادقی* حاج آقا حکم آبادی و حاج آقا مظفرین عزیز که زحمت ما را خیلی بیشتر از اینا کشیدن. حاجیان و همسفران عزیزم امیدوارم که هر جا که هستید خرم و شاد و سرافراز باشی که موجب خرسندی ماست. من به نوبه خودم از حمتون تشکر میکنم که به این وبلاگ پی ام میزارد خیلی ممنون ان شالله به لطف یزدان سفری دوباره و سفری به کربلا با همین بچه های گرامی داشته باشیم. انشالله    {در ضمن از همین جا از برادر بزرگوارم حاج آقا قاضی هم از بابت وبلاگ تشکر میکنم. مرسی

  در ضمن ایمیل من برای ارتباط بیشتر با عزیزان واگه قابل بدونند   bahram2347@yahoo.com

باتشکر کوچک شما بهرام بنائی از بناب 

...



تقدیر وتشکر(زرعی)

وظیفه خودم دونستم تا از دوستانی که عکسهای خود را توی سایت می گذارن تشکر کنم.

ظمنا عکسهای خودم را تا چند روز آینده به نمایش می گذارم .(منتظر عکسهای جالب من باشید)

حاج احمد ممنون از این همه زحماتی که کشیدی .

...



پبام مهم(مظفرین)

با سلامی دوباره  در راستای ارج نهادن به تلاش دوستان در راه اندازی این وبلاگ اعم از دست اندر کاران  وسایر عزیزانی که در این مدت با رجوع به این ادرس همکاری نموده اند وجهت ایجاد ارتباط بین همه عزیزان وبهره جستن از این ارتباط به همه عزیزان در تاریخ 2/2 پیامکی مبنی بر رجوع به وبلاگ از طریق دفتر عمره دانشجویی در قم توسط برادر عزیز  اقای کاظمی فرستاده شد از تماس تلفنی دوستان با حقیر مطلع شدم این پیامک به همه نرسیده است  لذا از عزیزان مطلع تقا ضامندم با ارسال پیامک به دوستان به این امر همت بگمارند تا بعدا برنامه های اتی و جمعی ازاین صفحه وبلاگ اطلاع رسانی شود لازم به ذکر است همکاری همه عزیزان مشوق ما در جهت تدوین برنامه های خاص خواهد بود که هدف اصلی ما میباشد درضمن از برادر عزیزم اقای قاضی که زحمات فراوانی را متحمل میشوند میخواهم که این پیام  و سوال سیب تا اطلاع ثانوی در تیتر عناوین باشد واگر دوستان اعلام امادگی کنند میتوان جلسه ای را با شما عزیزان در تبریز یا قم به شرط مدیریت در اطلاع رسانی ترتیب دهیم  مظفرین   

...



جلیل ایمانی

سلام

خوبین؟

بچه ها من شاید بیشتر برای تماشا سر به وبلاگ بزنم.علتشم به خاطر این که اینجای که ما هستیم مرکز اینترنت با سرعت خیلی بالا .

این عکسی که براتون می ذارم اسم شو میذارم

بدون شرح

 

بیا حاج احمد،اینم از عکسا.اینقدر حرسو جوش نخور.پیر می شیهاااااااااااا.

حاج آقا مظفرین شرمنده.

...



رضا عفتی

با سلام و احترام حضور همسفران عزیز و مسئو لین محترم کاروان؛

با تشکر از زحمات جناب حاج آقا صادقی،حاج آقا حکم آبادی،روحانی معزز حاج آقا مظفرین و همسفر  خوب و دوست عزیزم حاج آقا قاضی در تهیه این وبلاگ،امیدوارم که با مشارکت همه همسفران این وبلاگ مکان خوبی برای گرد آوری دوستان و مطالب نغزشان باشد.ان شاا... .این هم عکسهای من:

...



انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس